گفتار نهم

پرخاشگري

هدف آموزش کلي:
«آشنايي با مفهوم پرخاشگري و منشاء و چگونگي کنترل آن»

هدف هاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- پرخاشگري را تعريف کنند.
2- دلايل مدافعان نظر ذاتي بودن پرخاشگري در انسان را ذکر کنند و نظرات فرويد و لورنز در اين باره را با يکديگر مقايسه کنند.
3- دلايل مدافعان نظريه منشا اجتماعي داشتن پرخاشگري را بيان کنند و آنها را با دلايل مخالفانشان مورد مقايسه قرار دهند.
4- نتيجه تحقيقات در مورد ذاتي يا اکتسابي بودن پرخاشگري در انسان را بيان کنند.
5- نتايج تحقيقات درباره تاثير تلويزيون در شکل گيري و ازدياد رفتار پرخاشگرانه را شرح دهند
6- ديدگاههاي مختلف در مورد امکان پذير بودن کنترل پرخاشگري را توضيح دهند.
7- اصطلاحهاي زير را تعريف کنند و آنها را در توضيح جنبه هاي مختلف پديده پرخاشگري به کار ببرند.
غريزه مرگ - غريزه زندگي - پالايش رفتاري - تنبيه جانشيني

 

تعريف پرخاشگري:

رفتاري است که هدف آن صدمه زدن به خود يا به ديگري باشد.

 

صاحبنظران علوم اجتماعي
پرخاشگري را

گروه اول : ذاتي و فطري مي دانند
گروه دوم : حاصل عوامل اجتماعي و آموختني مي دانند

 

1- معتقدان به ذاتي بودن پرخاشگري:
پرخاشگري ذاتي و هيدروليکي است

فرويد :
نماينده غريزه مرگ در انسان
مخرب و منفي

لورنز:
سازنده و مثبت

 

2- معتقدان به منشا اجتماعي داشتن پرخاشگري

اعتقاد به اينکه دلايل فراواني مي توان ارائه داد که پرخاشگري منشا غريزي و ذاتي ندارد مثل:
1- دشمن فطري بين حيوانات وجود ندارد.
2- وجود کروموزوم Y اضافي را نمي توان دليل بر ذاتي بودن پرخاشگري دانست.
3- تحريک الکتريکي هيپوتالاموس در مورد حيوان وقتي موجب رفتار پرخاشگرانه مي شود که او در برابر حيوان ضعيف تر از خود قرار گرفته باشد.
4- تحقيقات «بندورا» نشان داده است که پرخاشگري کاملا جنبه تقليدي دارد.
5- تحقيقات «برکووتيز» نشان داده است که حتي مشاهده آلات و ابزار پرخاشگري مي تواند حالت پرخاشگري را برانگيزد.
6- در نقاطي از جهان و در بعضي فرهنگها اصولاً چيزي به نام پرخاشگري وجود ندارد.
7- نتيجه تحقيقات نشان داده است که پرخاشگري نتيجه حتمي و اصلي ناکامي نيست.

 

جمع بندي دو نقطه نظر درباره پرخاشگري:

1- در آدمي پرخاشگري نتيجه تعامل پيچيده اي بين تمايلات ذاتي و پاسخهاي آموخته شده است.
2- پرخاشگري در انسان حتي اگر ذاتي هم باشد قوياً تحت تاثير عوامل اجتماعي قرار دارد.

 

نقش رسانه هاي همگاني در آموزش پرخاشگري:

نتيجه تحقيقات بيشمار و گسترده نشان داده است که:
تماشاي خشونت هاي تلويزيوني اثرات مخرب بر تماشاچيان و به ويژه کودکان داشته است.

 

کنترل پرخاشگري

1- ديدگاه زيست شناختي و غريزي بودن پرخاشگري:

روانکاوان:
1- در سطح بين المللي: تشکيل مجموعه اي از نيروها که بتواند نيروهاي پرخاشگرانه قدرتهاي بزرگ را کنترل کند.
2- در سطح فردي: رشد فراخود يا وجدان فردي .

 

نظر کردار شناسان و جامعه شناسان زيستي درباره کنترل پرخاشگري:

امکان از بين بردن پرخاشگري منتفي است
هدايت پرخاشگري در کانالهاي رفتارهاي مورد قبول اجتماعي مثل بازيهاي المپيک

 

2- نظر ديدگاه انگيزشي درباره کنترل پرخاشگري:

يافتن راههايي که باعث کاهش ناکامي مي شوند
پالايش
خيال پردازي
ايجاد محدوديت در فراهم بودن سلاحها و محرکهاي خشونت برانگيز

 

3- نظر ديدگاه يادگيري اجتماعي

تغييرات مناسب در موقعيتهاي محيطي و از بين بردن زمينه هاي موجد پرخاشگرانه
عدم تقويت موجد پرخاشگري
عرضه الگوهاي غير پرخاشگرانه
استدلاي
تنبيه ملايم پرخاشگر
تنبيه الگوهاي پرخاشگر
تقويت رفتارهاي مغاير

گفتار دهم
نگرشها و چگونگي تکوين آنها

هدف آموزش کلي:
آشنايي با مفهوم نگرش، بررسي جنبه هاي گوناگون و چگونگي شکل گيري آنها است.

هدف هاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- سه تعريف از نگرش را بيان کنند و تعريف سه عنصري نگرش را توضيح دهند.
2- عناصر ويژگيهاي سه گانه نگرش را با ذکر مثال توضيح دهند و مهمترين عناصر و ويژگيها را بيان کنند.
3- تفاوت بين نگرش و واقعيت ، نگرش و ارزش، نگرش و عقيده و نگرش و علايق را بيان کنند.
4- ابعاد نيرومندي يا شدت و درجه پيچيدگي عناصر نگرش را با ذکر مثال توضيح دهند.
5- جنبه هاي مختلف يک نگرش، از جمله مفهوم سادگي و پيچيدگي عناصر و تاثير متقابل آنها بر يکديگر را به کمک يک طرح توضيح دهند.
6- فرآيندهاي شکل گيري و ايجاد عناصر شناختي نگرشها را شرح دهند.
7- تاثير خانواده و اطرافيان در شکل گيري نگرشهاي کودکان و نوجوانان را توضيح دهند.
8- چگونگي تغيير در نگرشهاي دانشجويان و تغيير يا ثبات نگرشهاي فارغ التحصيلان را بيان کنند.
9- اصل هماهنگي شناختي و نقش آن در ثبات نگرشها را توضيح دهند.
10- عوامل چهارگانه تکوين نگرشها را از نظر «کرچ» و همکارانش شرح دهند.

 

تعريف نگرش:

«ترکيب شناختها، احساسها و آمادگي براي عمل نسبت به يک چيز معين را نگرش شخص به آن چيز مي گويند.» (صناعي مترجم 1347)
«نگرش عبارت است از واکنش عصبي، مثبت يا منفي نسبت به يک معني انتزاعي يا شي ملموس.» (بروولد، 1970)

 

تعريف آلپورت از نگرش:

نگرش يک حالت رواني و عصبي آمادگي است که از طريق تجربه سازمان يافته و تاثيري هدايتي يا پويا بر پاسخهاي فرد در برابر کليه اشيا با موقعيتهايي که به آن مربوط مي شود، دارد. (آلپورت ، 1935)

 

تعريف سه عنصري نگرش:

«نگرش نظامي با دوام است که شامل يک عنصر شناختي، يک عنصر احساسي و يک تمايل به عمل است.» (فريدمن و همکاران 1370)

 

عناصر نگرشها:

عنصر شناختي:
شامل اعتقادات و باورهاي شخص درباره يک شي يا انديشه است.

عنصر احساسي يا عاطفي (مهترين عنصر):
نوعي احساس عاطفي با باورهاي ما پيوند دارد.

عنصر تمايل به عمل:
آمادگي براي پاسخگويي به شيوه اي خاص اطلاق مي شود.

 

ويژگيهاي نگرش:

1- هر نگرش شامل يک شيء، شخص، رويداد يا موقعيت است.
2- نگرش ها معمولا ارزشيابانه هستند (مهمترين ويژگي).
3- نگرش ها معمولاً داراي ثبات و دوام قابل توجهي اند.

 

تفاوت بين نگرش و واقعيت:

وجه عمده تمايز بين واقعيت و نگرش، دارا بودن جنبه ارزشيابانه در نگرش است.

 

تفاوت بين نگرش و ارزش:

ارزشها هدفهايي گسترده تر و انتزاعي ترند و غالباً فاقد شيء، يا موضوع شخصي يا نقطه ارجاع اند مثل شجاعت ، زيبايي، و آزادي.

 

تفاوت بين نگرش و عقيده:

عقيده در مورد نظر خواهي از عقايد عمومي، جايي که تمرکز روي نگرشهاي مشترک و اعتقادات گروههاي بزرگي از مردم است به کار مي رود.
عقايد عمومي ترکيبي هستند از نگرشها، باورها و نيتهاي رفتاري.

 

تفاوت بين نگرش و علايق:

نگرش نوعاً به عنوان احساس نسبت به يک شيء، يا نهاد اجتماعي يا يک گروه تصور مي شود و علايق احساس فرد نسبت به يک فعاليت است.

 

ابعاد نگرشها

نيرومندي يا شدت : ترکيب جهت و قوت نگرش نسبت به هر عضو
درجه پيچيدگي : سادگي يا پيچيدگي هر عنصر

 

عوامل تکوين نگرشها (کرچ، کراچفيلد و بالاکي، 1962)

1- آنچه که نيازهاي شخص را برآورده مي کند
2- کسب اطلاعات درباره موضوع يا شيء يا فرد خاص
3- تعلق گروهي
4- شخصيت فرد
5- عوامل ژنتيکي

گفتار يازدهم
چهارچوبهاي نظري براي مطالعه نگرشها

هدف آموزش کلي:
«آشنايي با چهار چوبهاي نظري و الگوهاي مختلف در بررسي، شکل گيري و تغيير نگرشها»

هدفهاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- نقش و اهميت بهره گيري از چهارچوبهاي نظري درشکل گيري و تغيير نگرشها را توضيح دهند
2- الگوي شرطي شدن و تقويت را تعريف کنند و چگونگي کسب و تغيير نگرشها را بر اساس يادگيري (تداعي - تقويت - تقليد ) شرح دهند.
3- چگونگي کسب و تغيير نگرشها را بر اساس الگوي مشوقها و تعارضها توضيح دهند.
4- تفاوتها و تشابهات الگوي شرطي شدن و تقويت را با الگوي مشوقها و تعارضها بيان کنند.
5- نقطه نظر الگوي هماهنگي شناختي و نقش روابط متقابل عناصر ساخت شناختي و شکل گيري و تغيير نگرشها را شرح دهند.
6- ويژگيها و کاربرد ديدگاههاي تعادل و توافق از الگوي هماهنگي شناختي را توضيح دهند و تشابهات و تفاوتهاي آنها با يکديگر را بيان کنند.

 

 

1- الگوي شرطي شدن و تقويت (يادگيري):

در شکل گيري يک نگرش اطلاعات و احساسات بر طبق فرآيندهاي زير کسب مي شوند: 1- تداعي
2- تقويت
3 - تقليد

 

2- الگوي مشوقها و تعارضها:

موقعيت نگرش را بر حسب يک تعارض رويکرد – رويگرادان در نظر مي گيرد.
بيشتر به تغيير نگرش مربوط مي شود
تاکيد خود را بر آنچه که فرد با اتخاذ يک موضع خاص به دست مي آورد يا از دست مي دهد متمرکز کرده است.

 

3- الگوي هماهنگي شناختي

فرض زيربنايي:
* مردم مايلند بين شناختهاي گوناگونشان هماهنگي وجود داشته باشد و همين تمايل يکي از تعيين کننده هاي اصلي شکل گيري نگرش است .

 

الگوي هماهنگي شناختي

الف) ديدگاه تعادل (نظام ساده شناختي متشكل از دو شخص و يك شيء يا سه شخص رابطه بين آنها و ارزشيابي هاي فرد از آنها )
ب) ديدگاه توافق

ساختهاي شناختي متعادل و نامتعادل بين شخص A، شخص B و موسيقي. علائم (+) و ( - ) روابط مثبت و منفي و پيکانها جهت روابط را نشان مي دهند.

 

ادامه ديدگاه تعادل:

بر طبق اين ديدگاه، ساختهاي نامتعادل تمايل به تغيير يافتن و متعادل شدن دارند.

 

ب) ديدگاه توافق
( آزگود و تانن بوم 1955)

با موقعيت هايي ساده تر از ديدگاه تعادل سرو کار دارد.
اثري که يک فرد با موضعي مثبت يا منفي نسبت به يک شيء يا شخص دارد.

 

ادامه ديدگاه توافق:

شدت و نيرومندي ارزشيابيهاي عامل مهم در موقعيتهاي تغيير نگرش است.
شيوه هاي گوناگوني براي حل ناهماهنگيها وجود دارد.
تصحيح براي شک
اگر اطلاعات رسيده غير متحمل باشد ---> پذيرش باور نکردني بودن اطلاعات

 

 

گفتار دوازدهم

الگوهاي تغيير نگرشها

هدف آموزش کلي:
«آشنايي با مفاهيم بنيادي و نقطه نظرهاي الگوهاي مختلف درباره تغيير نگرشها و کاربرد آنها»

هدف هاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- نظرات الگوي يادگيري محرک – پاسخي در تغيير نگرش و ارتباط آنها با مفروضات الگو درباره ماهيت انسان را توضيح دهند و نقد کنند .
2- اجزاي سه گانه الگوي هاولند در مورد تغيير نگرش را شرح دهند.
3- عناصر چهارگانه موثر بر پذيرش يک پيام مطرح شده در الگوي هاولند را نام ببرند و نتايج تحقيقات در مورد هر يک را بيان کنند.
4- کاربردهاي الگوي يادگيري در تغيير نگرش را تشريح کنند.
5- مفهوم الگوي قضاوت اجتماعي، فرضيات زير بنايي اين الگو و کاربردهاي آن را توضيح دهند.
6- نتايج تحقيقات در مورد ميزان درگير بودن شخص با يک نگرش و نيز اختلاف بين پيام و موضع پيام گير در تغيير نگرش در الگوي قضاوت اجتماعي را بيان کنند.
7- مفهوم و فرضيات زيربنايي و کاربرد هاي الگوهاي هماهنگي شناختي را بيان کنند.
8- فرضهاي بنيادي و نتايج تحقيقات درمورد الگوي ناهماهنگي شناختي را توضيح دهند.
9- مفهوم الگوهاي کارکردي، فرضيات زيربنايي و چگونگي تحقيقات مربوط به اين الگوها را شرح دهند.
10- اشکال گوناگون تغيير و مقاومت در برابر نگرش را شرح دهند.
11- اصطلاحات زير را تعريف کنند و آنها را در توضيح مفاهيم روان شناسي اجتماعي به کار ببرند. اثر تقدم و تاخر - لنگر يا معيار- گستره طرد و گستره عدم التزام.

 

الگوهاي تغيير نگرشها

 

1- الگوهاي يادگيري محرک - پاسخي تغيير نگرش مفروضات الگو درباره ماهيت انسان

تاکيد بر روابط بين محرکهاي ويژه با پاسخهاي خاص
تاکيد بر ويژگيهاي پيامهاي عرضه شده که سعي در تغيير نگرش دارند و توجه زياد بر پاداشهايي که با تغيير نگرش عايد فرد مي شود.

 

ادامه مفروضات الگو رويکرد محرک - پاسخي

ويژگيهاي دريافت کننده پيام نيز مي تواند بر ميزان تغيير نگرش موثر باشد.
مشوقهاي ارائه شده براي تغيير نگرش بايد قويتر از مشوقهاي حافظ وضع موجود باشند

 

مراحل مختلف فرآيند تغيير نگرش بر طبق نظريه هاولند

محرک ---> توجه - ادراک - پذيرش ---> پاسخ: (تغيير نگرش)

 

ادامه نظريه هاولند:

هاولند و همکارانش چهار عنصر را که در بيشتر موقعيتهاي متقاعد کننده دخالت دارند به شرح زير برشمردند:
1- پيام رسان يا منبع ارائه پيام متقاعد کننده
2- ويژگيهاي پيام
3- زمينه اي که پيام در آن عرضه مي شود
4- گيرندگان پيام

 

2- ويژگيهاي پيام

الف - موثر بودن ترغيبهاي ترس برانگيز
ب - محتواي پيام ( يک جانبه - دو جانبه )
ج - سازمان پيام
د - شيوه انتقال پيام

 

ادامه ويژگيهاي پيام:

اثرات ترتيبت ارائه دو پيام و زمان اندازه گيري نگرش (دوو و راتيس من 1984)

 

3- زمينه ارائه پيام

تاثير عوامل مداخله کننده

 

4- گيرندگان پيام

شخصيت مخاطب :
هوش
عزت نفس
نياز به تاييد اجتماعي
جنس

 

2- الگوهاي شناختي تغيير نگرش

الف – الگوي قضاوت اجتماعي (مظفر شريف )
مفروضات الگو درباره ماهيت آدمي:
الگويي شناختي و انفرادي درباره تغيير نگرش
تاکيد بر ادراک فرد و قضاوت او در مورد يک پيام

مفروضات بنيادي الگوي قضاوت اجتماعي
نشات گرفته از برخي از موضوعهاي «فيزيک رواني»
پيامدهاي متقاعد کننده اي که شبيه به ديدگاه ما باشند (لنگر دروني ما) شبيه تر از آنچه واقعاً هستند، قضاوت مي شوند
پيامهايي که با باورهاي ما فاصله دارند،
فاصله دارتر از آنچه واقعاً هستند ديده مي شوند.

 

مفاهيم معرفي شده بوسيله شريف

گستره پذيرش
گستره طرد
گستره عدم التزام

 

گستره هاي پذيرش، طرد و عدم التزام

ب) الگوي هماهنگي شناختي
مفروضات الگو:
فرد از نگرشهاي و رفتارهاي خود آگاه است.
ما ميل داريم جنبه هاي مختلف اين نگرشها در ما هماهنگ باشند.
داشتن نگرشهاي ناهماهنگ تجربه اي ناراحت کننده است که منجر به تغيير نگرش مي شود.
کاربرد اصلاح «منطق رواني»

ج) الگوي ناهماهنگي شناختي:
(لئون فستينگر 1957)
مفروضات الگو:
* دو شناخت هم زمان و متناقض با يکديگر منجر مي شود به ناهماهنگي شناختي
فرض دوم:
ناهماهنگي ناراحتي آفرين و ايجاد کننده تنش است ميزان ناهماهنگي و حالت ناراحت کننده بستگي دارد به:
1) نسبت شناختهاي ناهماهنگ به شناختهاي هماهنگ
2) اهميت هر يک از شناختها براي شخص

راههاي کاهش ناهماهنگي:
1) کم کردن تعداد يا اهميت عناصر ناهماهنگ
2) افزايش تعداد يا اهميت شناختهاي هماهنگ
3) تغيير يکي از عناصر ناهماهنگي تغيير نگرش

3- الگوي کارکردي:
مفاهيم بنيادي:
مردم نگرشهايي را حفظ مي کنند که با نيازهاي آنان منطبق باشد.
براي تغيير آن نگرشها بايد نيازها را بشناسيم
دو الگوي کارکردي تقريباً مشابه وجود دارد

دو الگوي کارکردي مشابه
الف) کاتز
ب) «اسميت»، «پرونر» و «وايت»

کارکردهايي که نگرشها در خدمت آنها هستند:
1 - ابزاري - سازگارانه - سود بخش
2 - سود بخش - بروني کردن
3 - دانشي
4 - ابراز ارزشها

گفتار سيزدهم
اندازه گيري و سنجش نگرشها

هدف آموزش کلي:
«آشنايي با روشهاي سنجش نگرشها و مزايا و محدوديت هاي هر يک از روشها»

هدفهاي آموزشي جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- ويژگيهاي سنجش نگرشها را شرح دهند و انواع روشهاي آن را نام ببرند.
2- مقياس نگرشها را تعريف کنند و انواع آن را نام ببرند.
3- چگونگي تهيه و کاربرد مقياس فاصله هاي يکسان نما (مقياس ترستون) را شرح دهند. 4- چگونگي تهيه مقياس مجموع درجه بندي (ليکرت ) را توضيح دهند و وجه تشابه آن را با مقياس ترستون بيان کنند.
5- وجوه تشابه و تفاوت مقياسهاي شناختي – احساسي و مقياسهاي آمادگي براي عمل را توضيح دهند.
6- چگونگي ساخت و کاربرد مقياس فاصله اجتماعي (بوگاردوس) را شرح دهند.
7- ويژگيها، مزايا و محدوديتهاي انواع مصاحبه زمينه ياب را بيان کنند.
8- با ذکر نمونه هايي از فنون پوشيده سنجش نگرشها، مزاياي اين روش را بيان کنند .
9- مزايا و محدوديتهاي انواع روشهاي اندازه گيري نگرشها را با يکديگر مقايسه کنند و براي يک موقعيت فرضي بهترين روش اندازه گيري نگرش را پيشنهاد دهند.

 

 

روشها و فنون سنجش نگرشها

1- انواع مقياس ها
2- مصاحبه زمينه ياب
3- فنون پوشيده

 

1- مقياس نگرش

الف- مقياس فاصله هاي يکسان نما يا مقياس ترستون
ب- مقياس «مجموعه درجه بندي» يا «مقياس ليکرت»
ج- مقياس آمادگي براي عمل
د- مقياس فاصله اجتماعي يا مقياس «بورگاردوس»
و- مقياس افتراق معنايي
هـ- مقياس تراکمي گاتمن

 

الف- مقياس فاصله هاي يکسان نما (ترستون)

جملاتي با درجات مختلف مخالفت يا موافقت با يک موضوع ارائه مي شود
هر جمله يک «ارزش ميزاني» دارد که درجه مخالفت يا موافقت را نشان مي دهد
سنجش جزء شناختي و احساسي نگرش

 

ب- مقياس «مجموع درجه بندي» يا «ليکرات»

مقياسي پنج درجه اي به صورت «کاملا موافق» ( 5 نمره ) تا «کاملاً مخالف» (1 نمره ) است.
استفاده از روش «تحليل مواد»
سنجش جزء شناختي و احساسي نگرش

 

ج - مقياس آمادگي براي عمل

سنجش آمادگي براي عمل فرد در يک موقعيت
ارائه جملاتي در رابطه با يک موقعيت
انتخاب جملات توسط آزمودني

 

د- مقياس فاصله اجتماعي (بوگاردس)

سنجش نگرش افراد نسبت به مليتهاي مختلف
جملاتي به ترتيب به هفت درجه مختلف (از 1 تا 7 ) براي سنجش درجه پذيرش فرد از افراد فرهنگهاي مختلف

 

هـ – مقياس تراکمي گاتمن

نشان دهنده شدت تدريجي نگرش
انتخاب هر درجه ، درجات ما قبل را در خود دارد

 

و- مقياس افتراق مضايي

سنجش جزء خاصي از نگرش مثلاً جزء ارزشيابانه
اندازه گيري موضوع نگرش بر حسب صفاتي که دو به دو با هم متضاد هستند
علامت گذاري موضوع نگرش روي يک مقياس هفت قسمتي بر حسب آن صفات

 

2- مصاحبه زمينه ياب

براي رفع مشکل تعميم نتايج بدست آمده از مقياس هاي نگرش به کار مي روند
نمونه گيري از کل جامعه

 

سوالات مورد استفاده

بسته پاسخ
باز پاسخ

 

3- فنون پوشيده يا مبدل

براي رفع اشکال عکس العمل بودن روشهاي ديگر از اين فنون استفاده مي شود
طرح سوالات غيرمستقيم براي سنجش نگرش

نمونه:
آزمودنهاي فرانکن
آزمون رور شاخ
آزمونTAT
آزمونهاي ديگر

گفتار چهاردهم
کاربرد روان شناسي اجتماعي در جامعه

هدف آموزش کلي:
«آشنايي با بعضي جنبه هاي کاربرد روان شناسي اجتماعي»

هدفهاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- مفاهيم زير را تعريف کنند و آنها را در توضيح پديده هاي روان شناسي اجتماعي به کار برند.
عمل پژوهي، پزشکي رفتاري، الگوي رفتاري نوع A خود آگــاهي شخــصي؛ در دســترس بودن، مکان کنترل سلامت، تله هاي اجتماعي، ارزيابي پژوهي، عامل تغيير، قابليت پيش بيني
2- خلاصه جهت گيريهــاي تحقيقات روان شناسي اجتماعي بر جنبه هاي نظري يا عملي از آغاز، شکل گيري اين علم تا زمان حاضر و نقش کارهاي کورت لوين در اين باره را تشريح کنند.
3- تفاوت تحقيقات کاربردي تحقيقات بنيادي در روان شناسي اجتماعي از جنبه هاي هدف تحقيق، روش تحقيق، زمينه مورد تحقيق و نقش محقق را توضيح دهند.
4- کاربرد تحقيقات روان شناسي اجتماعي در زمينه هاي مختلف پزشکي رفتاري و مسئله بحران انرژي را بيان کنند.
5- معيارهاي تعيين مسائل اجتماعي و مراحل و چگونگي حل اين مسائل و ايجاد تغييرات اجتماعي مناسب را توضيح دهند.
6- ويژگيهاي هر يک از خط مشهاي تغيير اجتماعي را تشريح کنند.
7- نقش عالم اجتماعي و اشکال مختلف رابطه وي را در تغيير اجتماعي شرح دهند

 

کورت لوين و جهت گيري به سوي عمل پژوهي

کورت لوين:
جديدترين مدافع ترکيب
روان شناسي اجتماعي نظري با روان شناسي اجتماعي عملي در يک ساختار مشترک و زمينه يکسان است.
بنيانگذار موسسه پويايي گروه

 

بررسي چند مسئله روان شناسي اجتماعي

1- مراقبت هاي بهداشتي و پزشکي
علل بيماريها
تشخيص مسائل پزشکي
پيشگيري از بيماريها ( مکان کنترل سلامت )
درمان بيماري

2- صرفه جويي در مصرف انرژي
کوشش براي يافتن راههايي براي تشويق افراد به کاهش مصرف انرژي
استفاده از اصول يادگيري و تقويت و کاربرد مشوقهاي مالي
مفاهيم «تراژدي اشتراک» و «تله اجتماعي»

 

مسائل اجتماعي و چگونگي حل آنها

الف) شخص کردن مسئله
ب) مستند سازي مسئله
ج) ارزيابي راه حلها براي مسائل اجتماعي
د) فراهم کردن وسايل براي ايجاد تغيير

 

خط مشيهاي تغيير اجتماعي

عامل تغيير: افرادي که در برنامه ريزي و کاربرد روشهاي تغيير در جامعه شرکت دارند

 

خط مشي ها

عقلايي- تجربي
قهري - اجباري
هنجاري- بازآموزي

 

نقش عالم اجتماعي در تغيير

(هورنستاين) :
1 - رابطه تخصصي
2 - رابطه تشريک مساعي
3 - رابطه پشتيباني