روانشناسی- روانشناسی اجتماعی5
گفتار پنجم
رهبري و مديريت
هدف آموزش کلي:
آشنايي با مفاهيم رهبري و فرمانبرداري و چگونگي تعامل آنها
هدف هاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- تعريف ساده اي از رهبري ارائه دهند.
2- نتايج حاصل از تحقيقات اوليه و جديد (با رويکردهاي تک خصيصه اي و مجموعه هاي رفتاري) درباره خصايص رهبران را تشريح کنند.
3- دو نظريه بزرگمرد و جبر اجتماعي درشکل گيري رهبران را توضيح دهند و اعتبار آنها را با يکديگر مقايسه کنند.
4- دو وجه اصلي از رفتار رهبري (ملاحظه يا توجه و ابتکار سازماندهي) و چگونگي تعيين ميزان آنها از طريق پرسشنامه توصيف رفتار رهبر را توضيح دهند.
5- با استفاده از نظريه اقتضايي فيدلر نقش شرايط و موقعيتها را در کارايي رهبران بيان کنند.
6- عناصر نظريه اقتضايي فيدلر و چگونگي ارتباط آنها با يکديگر در شکل دهي بيشترين اثر بخشي رهبران داراي (LPC) بالا و پايين را تشريح کنند.
7- نظر فيدلر و ديگر صاحبنظران را در مورد تغيير عملکرد گروه در رابطه با رهبري آن با يکديگر مقايسه کنند.
8- جنبه هاي گوناگون تعامل بين رهبران و پيروان نظير ادراک رهبري از روي پيروان، واکنش پيروان نسبت به رفتار رهبري و تاثير پيروان بر رفتار رهبر را توصيف کنند.
تعريف رهبري
فرآيندي از نفوذ بين يک رهبر و عده اي پيروان او براي رسيدن به هدفهاي گروهي ، سازماني يا اجتماعي.
جستجو براي يافتن خصيصه هاي رهبري
رويکرد تک خصيصه اي
رويکرد خوشه هاي رفتاري
نظريه بزرگمرد در رهبري (توماس کارلايل)
رويکردهاي مهم ملي يا جهاني تحت تاثير افرادي برجسته است که سازنده آن رويدادهاي هستند.
مردان بزرگ هستند که تاريخ را مي سازند.
نظريه «جبر اجتماعي و روح زمان» در رهبري
نيروهاي اجتماعي ، جنبشهاي اجتماعي و تغيير ارزشهاي اجتماعي به عنوان تعيين کننده رويدادهاي تاريخي شمرده مي شوند.
عوامل اصلي رهبري يا خوشه هاي رفتاري:
(تحقيقات چالپين و واينر 1952)
1- ملاحظه يا توجه: توجيه کننده نيمي از رفتار رهبري
2- ابتکار سازمان دهي: توجيه کننده يک سوم رفتار رهبري
سنجش بر اساس «پرسشنامه توصيف رفتار رهبران»
|
ضعيف |
ضعيف |
ضعيف |
ضعيف |
خوب |
خوب |
خوب |
خوب |
رابطه رهبر - عضو |
|
بدون ساختار |
داراي ساختار |
بدون ساختار |
داراي ساختار |
ساختار تکليف | ||||
|
ضعيف |
قوي |
ضعيف |
قوي |
ضعيف |
قوي |
ضعيف |
قوي |
قدرت مقام رهبري |
|
8 |
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
|
LPC پايين |
LPC بالا |
LPC پايين |
| |||||
قوي
مديران و تغيير
تحقيق در دانشگاه يوتاه با کارآموزان ارتش قبل و بعد از دوره آموزشي رمز نويسي و کشف رمز
قبل و بعد از دوره
روابط رهبر – عضو : ضعيف
قدرت مقام رهبري : ضعيف
در نتيجه آموزش ---> ساختار تکليف از ضعيف به قوي ---> تغيير اثر بخشي رهبران
انجام تکاليف به وسيله رهبران LPC بالا و پايين
گفتار ششم
اطاعت و فرمانبرداري
هدف آموزش کلي:
آشنايي با مفهوم و عوامل موثر بر اطاعت و فرمانبرداري و روشهاي جلب اطاعت
هدف هاي آموزش جزئي:
دانشجويان پس از مطالعه اين فصل بايد بتوانند:
1- آزمايش اصلي ميلگرام در مورد اطاعت و فرمانبرداري و نتايج حاصل از آن را تبيين کند.
2- تاثير عوامل وضعيت قرباني و آگاهي آزمودني از آن را بر ميزان فرمانبرداري وي توضيح دهند.
3- تاثير عامل حضور يا عدم حضور دستور دهنده در صحنه بر ميزان فرمانبرداري آزمودني را بيان کنند.
4- تاثير عامل اعتبار موسسه محل آزمايش و وجود سرمشق را بر ميزان فرمانبرداري آزمودني شرح دهند.
5- تاثير عامل نزديکي موقعيت آزمايش به زندگي واقعي را بر ميزان فرمانبرداري آزمودني توضيح دهند.
6- روشهاي جلب اطاعت و قبولاندن نظر را شرح دهند.
7- عوامل افزايش دهنده و کاهش دهنده ميزان اطاعت از دستور فرمانبرداري را نام ببرند.
آزمايش ميلگرام (1963) درباره اطاعت کورکورانه
(دادن شوک به قرباني)
نتايج آزمايش:
1- هيچيک از آزمودنيها قبل از شوک 300 ولت يعني هنگامي که آزمودني با مثبت به ديوار مي کوبيد، متوقف نشد يعني 100% شرکت کنندگان تا مرحله 300 ولت پيش رفتند.
2- از مرحله شوک 315 ولت تا 360 ولت فقط 8 نفر متوقف شدند، يعني 80% شرکت کنندگان تا 360 ولت پيش رفتند.
3- يک نفر در مرحله دادن شوک 375 ولت متوقف شد.
4- در مجموع 26 نفر از 40 نفر يعني 65% افراد تا آخرين مرحله (دادن شوک 450 ولت) کار را ادامه دادند.
پيش بيني قبلي دانشجويان و روانپزشکان:
کمتر از 1% تا آخرين مرحله شوک پيش مي روند.
عوامل موثر بر اطاعت و فرمانبرداري:
الف- وضعيت قرباني
ب- حضور يا عدم حضور دستور دهنده در صحنه
ج - اعتبار موسسه
د- وجود سرمشق و الگو
نظر برخي محققان:
برخي محققان نتايج آزمايش ميلگرام را رد کردند و عوامل مهم ايجاد کننده اطاعت در آزمايش او را چنين برشمردند:
1- به دام انداختن آزمودني
2- محظور اخلاقي موقعيت
3- وجود ضربه گيرهاي مختلف
4- نظارت
5- تاثير قدرت و ايدئولوژي مسلط
روشهاي جلب اطاعت:
جاي پا باز کردن
جبران خدمت
ايجاد «احساس گناه» در خود
به مرگ بگير تا به تب راضي شود