بخش سوم ( فروبل، اسپنسر، اشتاینر، دیویی، پیاژه )

فروبل وآراء تربیتی او (1782-1852)

فردریش فروبل از محدود متفکرانی است که به فعالیت«خود خواسته»و «بازی کاردستی» در رشد روانی کودکان  پی برده و در پرورش کودکان خردسال روشهای تازه ای ابداع کرد.فروبل، تربیت را عبارت از راهنمایی یا کمک به تحقق استعدادهایی که درکودک وجود داردمی داند. بنظر او کار مربی شبیه به باغبانی است که با فراهم کردن شرایط مساعد و دور کردن عوامل مزاهم  راه رشت طبیعی رسیدن به سوی کمال را هموار می سازد.

به نظر فروبل در حالی که دوران کودکی دوران رشد بدنی و ظهور و بروز سائق ها ست. دوران بلوغ دوران پی فهم عالم بیرونی با عالم درونی است و دوران بزرگسالی دوران هماهنگ  ساختن عالم درونی و بیرونی و دوران پیوند دادن و وحدت بخشیدن به آموخته ها و درک مهم و خردمندی است.(21)

حاصل کدام اینکه فروبل با تاسیس نخستین کودکستان،ضرورت و فایده تربیت در دوره پیش ازدبستان را به ثبوت رسانیده است و از این لحاظ نقش موثری در آموزش و پرورش کودکستانی و دبستانی مغرب زمین داشته است.

اسپنسر و آراء تربیتی او(1820-1903)

هربرت اسپنسرعلیرغم اینکه در بین متفکران تربیتی به علم گرایی مشهور است و از جمله صاحبنظرانی است که معتقد بود دانش جامه شناسی نیز برای آموزش و پرورش ضروری است می گفت : در عمل تربیتی شناخت علمی ( ازجمله زیست شناسی و روانشناسی ) لازم است.

به نظر اسپنسر درعصری که ما به سر می بریم یعنی جامعه صنعتی قرن نوزدهم تعلیم و تربیت نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و آن آماده کردن افراد برای زندگانی توأم با خوشبختی و شهروند خوب و شایسته بوده است.

وی می گوید : مساله اساسی برای ما این است که چگونه باید زندگانی کرد و بر همین اساس اصولی را بعنوان اصول تربیتی ارائه داد که برای نیل به آنها تأکید بر آموزش حرفه ای، روانشناسی، اخلاق، تاریخ و جامعه شناسی داشت. (22) 

در مجموع می توان گفت که اسپنسر یکی از اولین متفکران غربی بود که جریان آموزش و پرورش و برنامه درسی را با اصول جامعه شناسی مربوط کرد و یکی از نخستین کسانی بود که بنیاد نظری وعملی جامعه شناسی آموزش و پرورش را به وجود آورد و توسعه بخشید.

اشتاینر و آراء تربیتی او(1859-1932)

آراءتربیتی کرشن اشتاینر که از تجارب وسیع او به عنوان معلم و مربی و نیز تفکری عمیق برخواسته است یکی از نظریه های جدید معاصر است که در گسترش نهضتی که در نیمه اول قرن بیستم آن را «تربیت نو» می نامند قویاً مؤثر          بوده ست.

بنظر اشتاینر هدف تربیت این است که سر انجام ارزشهای فرهنگی یا تمدنی را بصورت ترکیبی در نوع خود بدیع در آورد و این ترکیب در حقیقت همان هستی معنوی آدمی است.

نظریات تربیتی اشتاینر را می توان در کتابهایی یافت که مهمترین آنها از این قرار است :1.نظریه درباره تربیت 2.تربیت شهروند 3.سازمان آموزشگاه 4.نظریه سازمان آموزش پرورش. (23)

بنظر اشتاینر تربیت باید حول رغبتها یا علایق کودک و تحول آنها دور زند. کار مربی به نظر او سخت ترین و دشوارترین کارها و درعین حال ارزنده ترین آنهاست و می گوید : مربی شایسته کسی است که اولاً روح دانش آموز رابه صورت وجدانی آن درک کند ثانیاً عمل خود را برمحبت نسبت به نو نهالی که در حال رشد و غواست مبتنی سازد ثالثاً: به تحقق ارزشهای معنوی در ذهن متربی بپردازد و رابعاً بکوشد تا در ذهن متربی  مناسبات تربیتی و عینی به صورت پیوسته و بهم بسته ای در آید. برهمین اساس نظریه تربیتی خود را در هفت اصل به صورت زیر بیان می کند که این اصلها عبارتند از : اصلهای کمال وتفرد اصلهای حریت و سندیت، اصل اجتماع، اصل تناسب عمل و وضع، و اصل فعالیت .(24)

 

در مجموع می توان بیان داشت آنچه که نظریه او را از نظریه های دیگر مانند نظریه (دیویی) متمایزمی کند اعتقاد او به لزوم داشتن فلسفه ای کلی دربارۀ هستی و ارزشهای موجود درآن و نیز تصور جامعه وانسان آرمانی در تعیین اصول و شیوه های آموزش و پرورش است.

دیویی و آراء تربیتی او

جان دیوی در تفکر و نیز در تحولات مهم آموزش و پرورش در قرن بیستم دارای نفش برجسته ای بوده است و دربارۀ اندیشه ها، نظریه ها و دیدگاههای وی کتابها ومقالات فراوانی در غرب وشرق منتشر شده است.

وی حقیقت فلسفه را همان فلسفه تعلیم وتربیت می داند و فلسفه تعلیم وتربیت، از نظر وی نظریه های است برای حل مسائل علمی، بارورترکردن آموزش و پرورش، و استفاده از تکنیکها و وسایل پیشرفته در آن. همچنین از نظر دیویی آموزش و پرورش یعنی تجدید نظر در تجارب و باز ساخت آنها به طوری که موجبات رشد یبشتر فراهم گردد.(25)

از مهمترین آثار او عبارتند از : 1.مدرسه واجتماع 2.کودک وبرنامه 3.اصول اخلاقی در آموزش و پرورش 4.رغبت وکوشش 5.آموزشگاه فردا 6.دموکراسی وتربیت

بنظر دیویی یکی از عواملی که سبب پدید آمدن آموزشگاه ها شده است نیاز به استمرار و دوام حیات اجتماعی است به عبارت دیگر، غرض از تأسیس آموزشگاه به وجود آوردن «محیط منظم تربیتی » برای انتقال میراث فرهنگی جامعه از نسلی به نسلی دیگر است. بدین سان آموزش و پرورش بنظر دیویی دارای چهار ویژگی زیراست : 1.آموزش وپرورش عین زندگی است نه آماده شدن برای زندگی 2.آموزش و پرورش همان راهنمایی دانش آموز و حمایت از رشد طبیعی اوست 3. کار کردی اجتماعی است ودر اجتماع وبرای اجتماع صورت می گیرد 4.آموزش وپرورش عملی است علمی که بر انگیزه و نیاز متربی استوار است که  بوسیله خود او وبا یاری و راهنمایی مربی صورت می گیرد.(26)

روش آموزش به نظر دیویی همان روش علمی یا روش حل مساله است و معتقد است در برنامه درسی دانش آموزان تعیین و تنظیم موادی صورت بپذیرد که به رشد امکانات کودک منجر شود.

 

همچنین وی بیان می کند که« تفکر» محور آموزش و پرورش است و روش های آموزش و پرورش باید مبتنی برجریان تفکر باشد. وهر روشی که بهتر از روش دیگر کودک را وادار به تفکر کند با ارزش تر است.در مجموع می توان گفت نظریات تربیتی دیویی تأکید بسیار زیادی بر تفکر دارد و وظیفه آموزش و پرورش را به جای افزودن اطلاعات و پر کردن حافظه از «معلومات» پرورش تفکر و شخصیت کودک دارد.

پیاژه و آراء تربیتی او(1896-1980)

ژان پیاژه سویسی که چند ده پیش (سپتامبر1980م.)دیده از جهان فروبست، یکی از بزرگترین، و جامع ترین و پر آوازه ترین روان شناسان و معرفت شناسان قرن بیستم به شمار می آید.وی زمانی که به موضوع آموزش و پرورش می رسد به 3 مساله اساسی به این شرح اشاره  می کند : 1.هدف یا غرض آموزش و پرورش 2. محتوای آموزش یا برنامه 3. روشهای آموزش و پرورش.

از آثار او عبارتند از: 1.زبان وتفکر کودک  2. حکم و استدلال کودک 3.تصور کودک از جهان 4.ظهور هوش در کودک 5.داوری اخلاقی کودک. بنظر او تحول اهداف آموزش و پرورش معلول و نتیجه جبری تحول جامعه نیست و معتقد است که در تعیین اهداف، باید نقش فعالیت انسان در تکوین معرفت و امکانات روانی در نظر گرفته شود. روی هم رفته می توان گفت که هدف آموزش و پرورش در نظر پیاژه، ایجاد ذهنی خلاق و شخصیت متعادل در کودکان و نوجوانان و ایجاد قدرت انطباق یا سازگاری با جامعه متحول امروزی و آمادگی برای پاسخگویی به نیاز های آن است.

در مورد برنامه ریزی درسی پیاژه معتقد است که این کار باید با توجه به چهارعامل یعنی:1.تحول درونی مواد درسی 2.ظهور روش های جدید آموزشی 3.اطلاعاتی که بر اثر تحقیقات روان شناسی فراهم شده است 4.نیازهای جدید جامعه منعکس در اهداف آموزش و پرورش صورت می گیرد.(27)

همچنین در تنظیم برنامه های دوره ابتدایی به نظر پیاژه باید : « به جای کلی گویی مفاهیم اساسی در آن منظور گردد و از سنگین کردن برنامه ها از طریق افزودن مواد درسی جدید یا توسعه محتوای هر یک از آنها خود داری شود، و وقتی مفاهیم جدیدی به برنامه افزوده می شود باید برای حفظ توازن، حتی المقدور مفاهیم دیگری که اهمیت خود را ز دست داده است حذف گردد.»  پیاژه پس از برسی روشهای قبلی آموزش و پرورش بهترین روش را روش فعال در آموزش و پرورش می داند و اجرای این روش را مستلزم کار وآموزش پیشرفته معلمان می داند.

مَخلص کدام اینکه، تحقیقات وسیع و ارزنده پیاژه معطوف به معرفت شناسی و روانشناسی است وآنچه سبب  شهرت و نفوذ او درمحافل علمی جهان شده، نتایج بی سابقه ای است که در این زمینه ها به دست داده و آثاری است که این دستاوردها در افکار و اعمال تربیتی در قرن بیستم دانسته است.

 

منابع و مأخذ

21. کاردان، علیمحمد، سیر آراء تربیتی درغرب(1381)، تهران، ص177،انتشارات سمت، چاپ اول

22. منبع پیشین، ص181

23. منبع پیشین ص209

24. شکوهی، غلامحسین، مبانی واصول آموزش و پرورش، (1384) مشهد،ص142، انتشارات استان قدس رضوی، چاپ بیست یکم

25. فیلیپ جی،اسمیت،فلسفه آموزش و پرورش،ترجمه : بهشتی، سعید(1377) مشهد، ص21،انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ دوم

26. کاردان، علیمحمد، سیرآراءتربیتی در غرب،ص226

27. منبع پیشین،ص252