فصل سوم

رابطه تعلیم وتربیه با سایر علوم

ارتباط تعلیم و تربیه با جامعه شناسی (سوسیالوژی):

      تعلیم و تربیه یا آموزش و پروش یک امر اجتماعی است. به قول ارسطو:

 « انسان ذاتآ موجودی است اجتماعی.) و یکی از اهداف مهم تربیت عبارت از اجتماعی بارآوردن کودک است. ویکی از وظایف مهم خانواده پرورش این هدف است.

      جامعه شناسی بحیث علم جامعه روابط و مناسبات متقابل اجتماعی را تحت مطالعه قرار میدهد و راهای پیشرفت جامعه را باز رسی میکند ، بنأ تعلیم و تربیه هم یک پدیده اجتماعی است که همیشه بحیث یگانه وسیله تغیر و پیشرفت جامعه معرفی میگردد.

اساس جامعه شناسی را دانشمندی فرانسوی بنام August Count گذاشت. وی کوشش میکرد که موقف انسان را در جامعه درک کرده و راهای پیشرفت جامعه را دریابد.

      آگست کنت اولین کسی بود که کتابی را بنام سوسیالوژی نوشت. چون تعلیم و تربیه یک پدیده اجتماعی است پس تمام پروگرام های آن در عین پروگرام های اجتماعی نیز میباشد.

       به این ترتیب به ساحه اجتماعی رابطه پیدا میکند بنا بر آن بین هردو علم رابطه نزدیک موجود است. جامعه شناسان برای تعلیم و تربیه کلیمه سوسیالیزشن یا اجتماعی شدن را استعمال کرده اند و عقیده دارند که تعلیم و تربیه یک ضرورت اجتماعی است که به هر نوع مناسبات اجتماعی رابطه پیدا میکند و به نظر آنها هدف تعلیم و تربیه اجتماعی کردن انسان و ایجاد شخصیت اجتماعی در آن است. یعنی با ایجاد رقابت سالم اجتماعی و با تشکیل سازمان های تعلیمی و تربیتی سالم میتواند مربیان کار آزموده و با فهم  مسئول و متعهد که شرایط و نیازمندی های جامعه خود را درک کرده بتواند تربیه نمائیم.

       تعلیم و تربیه بر حسب زمان و مکان و ارزش های اجتماعی و فرهنگی و نیاز های اقتصادی و سیاسی جامعه طرح ریزی میشود و نحوه تغیر آن در درون خود جامعه صورت میگیرد.

      تربیت از نظر جامعه شناسی عبارت است از اقدام رسمی برای آشنا کردن افراد با تصورات گروهی و نهاد ها و آداب و روسوم اجتماعی.

        یعنی جامعه شناسی ما را بر شناخت روابط اجتماعی ، شناخت افراد ، گرو ها ، نهاد ها ، آداب و روسوم اجتماعی کمک میکند تا بتوانیم نیاز های افراد جامعه را درک کرده ، خصلت ها آداب و روسوم اجتماعی را فهمیده و پروسه تعلیمی و تربیتی را با درک این حقایق اجتماعی عیار سازیم.

ارتباط تعلیم و تربیه با روانشناسی:

       تعلیم و تربیه با روانشناسی ارتباط خیلی نزدیک داشته ، روانشناسی قانونمندی های انکشاف روانی و جسمی و ذهنی و رفتار انسان ها را در مراحل مختلف سنی مخصوصآ دوره قبل از مکتب، دوره مکتب و بعد از آن را تحت بررسی و مطالعه قرار داده و در نتیجه خصوصیات روانی آنها را به ارتباط آموزش و تربیت شاگردان صورت میگیرد تحت مطالعه قرار داد ه سهولت های زیادی را در تعلیم و تربیت فراهم میسازد و برای یک معلم مسلکی دانستن روانشناسی ضرور و با اهمیت بوده و در صورت اشنائی با علم روانشناسی نتیجه مطلوب تربیتی بدست می آید.

رابطه تعلیم و تربیه با فلکلور و رسم و رواج های جامعه:

       تعلیم و تربیه با موضوعات  فلکلوریک و رسم و رواج های جامعه  روابط نزدیک  دارد. با در نظرداشت رسم و رواج های مردم و عنعنات و فرهنگ مردم میتوانیم تعلیم و تربیه را بدون هیج مشکل به انجام رسانیم زیرا موضوعات فلکلوریک بیانگر عقاید ، فرهنگ و نظریات مردم میبباشد لازم است که در تطبیق و عملی سازی تعلیم و تربیت این موضوعات در نظر گرفته شود.

 

  رابطه تعلیم و تربیه با اقتصاد

       حرکت تعلیم و تربیه یا آموزش و پرورش بدون اقتصاد سالم و لازم امکان پذیر نیست و هر گونه هدف صحی آموزش بدون پشتیبانی اقتصادی در نیمه راه یا اول  راه متوقف میشود و نتیجه مطلوب و مثبت بدست نخواهد داد.

       اگرچه نظام مادی و تخنیکی جامعه در تاریخ جامعه بشری نقش تعین کننده دارد اما نظام معنوی جامعه یعنی تعلیم و تربیه از طرف خود بالای تکامل تاریخی جامعه تاثیر عمیق دارد.

       اقتصاد بحیث بنیاد جامعه بالای تعلیم و تربیه تاثیر عمیق دارد ، اما تعلیم و تربیه هم در انکشاف و پیشرفت اقتصاد کشور بی تاثیر نیست. تاثیر اقتصاد بالای تعلیم و تربیه از دو لحاظ ذیل قابل درک است:

       1 – سیستم تعلیمی هر کشور تابع سطح تکامل نیرو های تولید و مناسبات تولیدی یعنی     ا  قتصادی آن میباشد.                                             

       2 – پیشرفت تعلیم و تربیه و سیستم تعلیمی هر کشور به سرمایه ضرورت دارد. مثلآ: تربیه شاگردان و معلمین ، تأسیس مکابت ، تهیه مواد و وسایل درسی و تعلیمی بدون سرمایه امکان ندارد و از جانب دیگر تعلیم و تربیه نیز در رشد و انکشاف اقتصاد ملی کشور نقش مهمی را ایفا میکند.

تعلیم و تربیه از دو لحاظ در رشد اقتصاد ملی کشور نقش دارد:

 اول: تعلیم و تربیه قوای بشری را به سویه های مختلف طبق نیازمندی های جامعه تربیه میکند،زیرا بدون اشخاص مسلکی سرمایه گذاری و رشد اقتصاد ملی صورت گرفته نمیتواند.

دوم: تعلیم و تربیه بی سوادی را از بین میبرد از این طریق سویه عمومی تعلیمی مردم کشور را بلند میبرد. همچنان تعلیم و تربیه ذهنیت های مردم را در راه پیشرفت و انکشاف اقتصادی کشور آماده میسازد. قرار تحقیقات بین المللی ، کار تولیدی یک نفر با سواد نسبت به نفر بی سواد چندین برابر است. بر اساس این واقیعت عده از دانشمندان اقتصاد ، مصارف تعلیمی یک کشور را که در ساحه سیستم تعلیمی و معارف به مصرف میرسد یک نوع سرمایه گذاری غیر مستقیم میداند. بنأ چنین نتیجه میگیریم که تعلیم و تربیه و اقتصاد نه انها باهم رابطه نزدیک دارد بلکه در پیشرفت و توسعه یک دیگر نقش اساسی دارد.

 

معلم ونقش مسلکی اودراجتماع

 

معلم كيست ؟

        از معلم تعاريف زيادي شده است در فرهنك آكسفورد معلم به كسي كفته شده است كه تدريس ميكند و به ويژه تدريس در مكتب در فرهنك  فارسي کلمه معلم با اين كلمات معني شده است تعليم دهنده ، آموزاننده و آموزگار شعاري نژاد در فرهنك علوم رفتاري از معلم دو تعريف نموده است .

الف : كسي كه به منظور آموزش معين به يك عده دانش آموز يا دانشجو در يك موسسه تربيتي استخدام شده است .

ب: معلم كسي است كه دوره تربيت معلم را تمام كرده است.

      معلم كسي است كه با يك يا چند شاگرد يا متعلم به رفتاري تعاملي مي پردازد. و هدفش از اين كار اين است كه در وجود متعلم تغييري ايجاد كند .

     اين تغير به هر نحوي كه ايجاد ميشود نزد معلم بمثابه يك تغير هدفمند است. ودرنتیجه گفته میتوانیم که معلم مهمترین عامل ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری ویاددهی است.

وظایف و مسئولیتهای معلم

وظیفه ومسوولیت معلم دربرابرشاگردان:

        از وظایف دیگری معلمین مسلکی این است که علت ناکامی شاگردان خویش دریافته و در پی علاج آن بر آید . بطور مثال طفلی در صنف 5 ناکام ماند در مضمون قرائت دری شاید علت ناکامی او نارسائی و عدم فهم درست او در مضمون دری در صنوف پائین باشد و یا شاید در فامیل همرای او کمک نشده و یا روش تدریس درست نبوده و به همین شکل بسا مثال های دیگر ، طبیعی است که دهقانی قبل از توقع حاصل از زمین را آمده کشت و زرع میسازد تا آنگاه تخمی افشانده حاصلی بردارد ورنه در زمین نا مساعد هر گز دهقانی جرأت غرس نهال و انداختن تخمی را نخواهد نمود . عین مثال دربارۀ تدریس معلم صدق میکند معلم نخست باید ذهن و دماغ طفل را بگرفتن مسایلی که را بسوی تفهیم وامیدارد آماده نماید .

 در ضمیر طفل احساس خوشی و مسرت را تقویه نموده او را برای قبول درس آماده و حاضر سازد .

     معلم مسلکی با تدریس درست و رهنمائی و مشوره خوب در زندگی شاگردان تغیر مثبت را بیاورد .

     معلم مسلکی باید در بین شاگردان فضای دوستانه و صمیمی و رقابت سالم را ایجاد نماید.

     معلم باید به شخصیت شاگردان خود احترام بگذارد تا شاگردان نیز به شخصیت او و بزرگتر ها احترام بگذارند.

     معلم مسلکی باید نه تنها روی بعد تعلیمی بلکه روی بعد تربیتی که اصل هدف آموزش و پرورش است  تلاش کرده و شاگردان را خود کفاء، عضو مفید جامعه و مسوولیت پذیر بار آورد.

     معلم مسلکی باید عدالت و مساوات را در برخورد با شاگردان رعایت نماید.

از تعصبات قومی ، لسانی و مذهبی جداً دریغ نماید.

وظایف و مسوولیت معلم در برابر والدین شاگردان :

      مسوولیت معلم در مقابل والدین اطفال همانا مساعدت آنها است در شناخت اطفال شان که بوسیله ملاقات های خانگی اگر ممکن باشد یا از طریق دعوت والدین شاگردان به مکتب صورت گرفته میتوان . علاوتاً وسایل سمعی و بصری از قبیل چارتها ، تصاویر ، فیلم ها ، دایر کردن سمینارها توسط داکتران دربارۀ حفظ الصحه ، نگهداری و مراقبت طفل . طریقه تغذیه اطفال و ترتیب منزل به والدین شاگردان نهایت موثر است . و اوالدین شاگردان را کمک میکند تا طفل شان را از هر بُعد و زاویه شناخته و در تربیت سالم شام کوشا باشند.

 

 

وظایف و مسوولیت معلم در برابر خودش:

     هر شخصیکه به مقام والا و مقدس معلمی میرسد باید مراتب صلاحیت و شایستگی  خویش را برای رسیدن به این مقام فراهم سازد . زیرا وظیفه معلمی ایجاب میکند تا وی دارای یک سلسله خصوصیات جسمی ، علمی و مسلکی و اخلاقی مناسب برای اینکار باشد که قرار ذیل از آن تذکر به عمل می آید.

الف : خصوصیات ظاهری معلم خوب :

صحت مند ، تندرست و دچار ضعف نباشد .

پاک ، نظیف ، با نشاط و لباس خوب مطابق به جامعه خود به تن داشته باشد .

ب: خصوصیات علمی و مسلکی معلم خوب :

در مسلک و رشتهه خود لایق و بالای مضمون که تدریس می نماید حاکم باش.

به مسلک خود علاقه داشته وقت شناس و با دسپلین باشد.

از روش های متنوع و فعال تدریس استفاده کرده و دارای پلان منظم درسی باشد .

از مواد درسی ساده و محیطی استفاده کرده و به سوالات شاگردان جوابات قناعت بخش بدهد .

از مسایل روزمره سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی آگاه باشد و همیشه در غنامندی علمی و مسلکی خود توجه داشته باشد .

ج: خصوصیات اخلاقی معلم خوب :

با حوصله ، صادق باشد و از کبر و غررو جداً پرهیز نماید.

 احترام به ارزشهای دینی و ملی داشته باشد.

احترام به شخصیت شاگردان داشته باشد و از اخلاق نیکو و پیشینۀ خوب برخوردار باشد.

      خوب حالا که درباره معلم و مسوولیت های معلم آگاهی حاصل شد بیجا نخواهد بود که درباره خصوصیات یک معلم خوب و مسلکی از نظر دانشمندان آگاهی حاصل کنیم .

 

 

خصوصیات معلم خوب از نظر فران ایر :

ما میتوانیم در وقت کم معلمین زیادی را پیدا کنیم که انضباط خوب را در صنف تأمین نمایند ولی نمی توانیم در وقت کم معلمین را پیدا نماییم که هنر معلمی داشته باشند و وظایف سنگین معلمی را به خوبی انجام بدهند پس در انتخاب معلمین دقت لازم را بخرچ داد .

      معلم نباید چون یک دایره المعارف و یا بمثابه یک بانک اطلاعاتی در خدمت شاگردان باشد که هرچه بخواهد در همان لحظه از آن جواب بشنود بلکه معلم خلاق به کسی گفته میشود که بتواند شاگردان را در پیشرفت سریع یادگیری مستقل یاری رساند و به آنها روش برخورد با حجم وسیع اطلاعات را یاد بدهد.

      معلم حکم یک مشاور و رهنما را داشته باشد نه ابزاری برای انتقال دانش

خصوصیات معلم خوب از نظر اورال هوبارت ماورر :

      ماورر (1907-1982) داکتر روانشناسی آمریکائی هست که داکتری خود را در سال 1932 در رشته روانشناسی از پوهنتون (جان ها یکنیز ) دریافت نموده است .

      معلم را باید عامل انگیزش و محرک هیجانها به شمار آورد . زیرا معلم در مقام خود فردی است که میتواند جلب توجه یا سلب علاقه کند شخصیت معلم دارای اهمیت فروانی است معلم باید بتواند هیجانها و احساسات شاگردان را بر انگیزد و شاگردان را به مثابه عنصر فعال نگهدارد .

      معلم مؤفق کسی است که شاگردانش کتاب های درسی او را با علاقه مندی مطالعه نمایند .

      معلم باید همچو یک هنرمند شاگردانش را شیفته درس خود سازد . معلم اگر از عهده این کار بر آمده نتواند معلم نیست .

     معلم از طریق وضع ظاهری خویش رفتار و کردار خویش منش و شخصیت خویش میتواند ویژه گی ها و واکنش های مساعد امید و نامساعد ترس را در وجود شاگردان زنده سازد .

معلم باید همواره شاگردانش را امیدوار نگهدارد .

معلم باید همیشه صریح و دور از ابهام سخن گوید .

      معلم خوب درس خود را در حدود فهم و توان شاگردانش تنظیم میکند تا سبب ناراحتی و اضطراب حالت شاگردان نشود.

      معلم باید در تدریس شیوه ای را به کار گیرد تا گرایش و نظر مساعد شاگردان به درس جلب گردد. این موضوع سبب میشود تا شاگردان به مطالعه و پیگیری بیشتری به درس رغبت پیدا کند .

      معلم باید این زمینه را مساعد سازد تا شاگردان از درس ها یادداشت بردارد و بعد ها این یادداشت ها را به دقت بخواند و تکرار نمایند و بلاخره پیرامون آن آزادانه به بحث بپردازند.

معلم از نظر دکتر عذرا دبیری اصفهانی :

       اصفحانی در کتاب خود بنام آموزش و پرورش دورۀ ابتدائی برای توصیف معلم از کلمات مانند معلم خوب ، معلم بهتر ، معلم اثر بخش ، معلم روش محور ، معلم متفکر و معلم حرفه ای استفاه کرده است .

معلم اثر بخش :

هدفهای آموزش خود را به روشنی بیان میکند .

به اندازه کافی بالای موضوع درس خود اگاه مسلط است .

روشهای نوین تدریس را میداند از موارد آموزشی مؤثر استفاده میکند و میکوشد تا مواد آموزشی را مطابق به هدفهای مورد نیاز شاگردان ساز گار سازد .

سعی میکند تا موضوعات درسی را با هم ارتباط دهد .

درباره تمرین ها و وظایف درسی که می خواهد برای شاگردان بدهد خوب می اندیشد.

 

معلم خوب

 

معلم بهتر

1- یک معلم خوب میتواند جواب بسیاری از سوال ها را به شاگردان خود به راحتی  بگوید.

 

1- اما بهترین معلم آگاهانه درک میکند و فرصت میدهد که شاگردان به تفکر بپردازند و خود جواب  سوالها را پیدا نماید.

2- یک معلم خوب مشتاق شرح و توضیح درست است .

 

2- اما معلم بهتر با صبر و حوصله به شاگردان کمک میکند که افکارشان را شکل دهند و با جملات خود آنرا بیان کنند .

3- یک معلم خوب کوشش میکند هر چه بیشتر دانش و معلومات شاگردان خود را افزایش دهد.

 

3- اما معلم بهتر تلاش میکند که شاگردان روش یادگرفتن را فرا بگیرند.

4- یک معلم خوب خود را مقید میداند که تمام فنون و تکنیکهای آموزش را به خوبی و درستی اجرا کند.

 

4- اما معلم بهتر علاوه بر آن در باری چرایی انتخاب روشها و تکنیکهای خاص می اندیشد و موثریت آنها را پس از تدریس بررسی ارزیابی میکند.

 

تیپ شناسی معلمان در جریان تدریس :

الف : ) معلمان فراگیر نگر : که به دو بخش تقسیم شده است .

1- فراگیر نگر فردی                2- فراگیر نگر جمعی

ب : ) معلمان درس نگر : که به دو بخش تقسیم شده است .

1- درس نگر علمی          2- درس نگر فلسفی

قرار ذیل هر یک را مورد بحث قرار میگیرد .

الف : معلمان فراگیر نگر :

فراگیر نگر فردی : این نوع معلم به خصوصیات انفرادی دانش آموزان توجه نشان داده و به شناخت فرد فرد آنان اهتمام ورزیده و سپس با هر یک متناسب با ویژه گیهای فردی او رفتار میکند.

فراگیر نگر جمعی : این گونه معلمان توجه خود را بیشتر معطوف به جمع دانش آموزان و نه تک تک انان کرده و مایلند بدانند که مورد تربیت کودکان و نوجوانان ، روانشناسی پرورشی ، روانشناسی کودک و نوجوانان به چه مفاهیم و اصولی اشاره داشته تا از آنها در پیشرفت کلی دانش آموزان استفاده کنند .

 

ب: معلمان درس نگر :

درس نگر علمی : این نوع معلمان بیشتر شیفته رشته های علمی بوده و سعی آنان بر این است که روز به روزه دایرۀ علم و دانش خود را افزایش دهند بدین سبب به علت وسعت اطلاعات ، توجه دانش آموزان را به سهولت به سوی خود جلب میکنند.

درس نگر فلسفی : معلمان به درس بیشتر از دانش آموزان اهمیت میدهند اما به دلیل آنکه اکثراً مسایل اجتماعی و اخلاقی را در کلاس درس مطرح میسازند کلاسهایشان گیرایی خاصی پیدا کرده و مانند مقناطیس دانش آموزان را جذب میکنند به طوری که آنان این گونه معلمان را به راحتی الگوی زندگی خود قرار میدهند.

بعضی از دانشمندان آموزش و پرورش معلمان را در جریان تدریس به دو بخش تقسیم کرده اند .

الف : معلم اقتدار طلب : معلمان اقتدار طلب کسانی هستند که دوست دارند بر دیگران تسلط داشته و همه چیز مطابق میل وارادۀ آنان باشد . از این رو در جزئیات تدریس و رفتار دانش آموزان دخالت می کنند.

ب: معلم رفاقت طلب : معلمان رفاقت طلب بر خلاف اقتدار طلب از امر و نهی و رهبری صریح چشم می پوشند . آنان دانش آموزان را از آزادی فراوان برخوردار کرده و به ایشان مجال مید هند تا خود مسایل گوناگون را دریابند و دربارۀ آنها تصمیم بگیرند.

 

شاگرد کیست ؟

      تعریف شاگرد : شاگرد و یا شاگردان اساسی ترین مواد اولیه هر نظام آموزشی به شمار میرود . شاگرد و یا شاگردان به نیروی خطاب میشود که با رسیدن به سن معین و معمول روانه مکتب میشود و الی ختم دوره تحصیل و اخذ سند فراغت تمامی قوانین و مقررات وضع شده مکتب  صنف درسی را  رعایت میکند و خویش را به اجرای تمامی دستورالعمل ها و رهنمودها مکلف میداند که این مکلفیت ها در میان سایر افراد جامعه که شامل مکتب نمی باشد کمتر عملی میشود به همین لحاظ شاگردان را محصولات اساسی نظام آموزشی توصیف میکند.

      شناختن خصوصیات شاگردان مانند هوش ، استعداد ، علاقه ، انگیزه ، رشد عاطفی ، رشد جسمی ، رشد اجتماعی و غیره در مراحل مختلف آموزشی از وظایف عمده معلم مسلکی است ذیلاً بعضی از خصوصیات شاگردان را در دورۀ های مختلف آموزشی مانند دورۀ کودکستان ، دورۀ ابتدائی مکتب دورۀ متوسطه مکتب و دورۀ ثانوی شرح میدهیم .

1- خصوصیات دورۀ کودکستان (3 تا 6 سالگی) موضوع تعلیم و تربیه طفل پس از سن 3 سالگی نسبتاً شکل پیچیده یی را اتخاذ میکند . معمولاً در این دوره طفل از مرزهای فامیل قدم فراتر میگذارد و در کودکستان شامل میشود. شمولیت در کودکستان و دوری از فامیل زمینه شناس طفل را با انسانهای دیگر ، کوچه و بازار ، سازمانهای اجتماعی و محیط طبیعی هر چه بیشتر مساعد گردانیده و درک و فهم وی را بطور تدریجی در مورد جهان وسعت میبخشد .

     از تجارب و اندوخته های علما چنین بر می آید که فعالیت اساسی طفل در این دوره بازی است . به مرور زمان اطفال با استفاده از لوازم و یا اجرای بازیهای متنوع در مورد جهان درک و شناخت کسب میکند و بار نخست در اجتماع قدم میگذارد . در این دوره بازی بالای شخصیت طفل تأثیر فراوان دارد .

      علاوه بر آن طفل با اجرای بازیهای متنوع در کودکستان باموضوعات و مسایل دیگری از قبیل نقشه کشی ، عکاسی ، رسامی ، معماری و غیره آشنایی پیدا میکند .  در این دوره رشد و نموی اطفال نسبتاً سریعتر به نظر میرسد .

      چنانچه در اواخر این دوره بلندی قد اطفال بین 115 تا 118 سانتی متر وزن بدن آنها تقریباً به 20 کیلو گرام میرسد . عضلات بدن و استخوانهای اطفال در این دوره در حال رشد و نمو بوده به همین منظور پیشنهاد میگردد که در این دوره اطفال باید از برداشتن وزن های زیاد اجتناب ورزند .

      بدیهی است که کودک از 2 سالگی به گفتن آغاز میکند و در سه سالگی تقریباً قادر است در حدود 800 کلمه را بیاموزد در سنین 4 تا 6 سالگی اطفال آماده اند بدون خستگی افسانه های جادوئی ، قصه های الهام دهنده و داستانهای دلچسب را بزرگان بشنوند و آنها را به حافظه بسپارد.

      برخی از دانشمندان روان شناسی این دوره را دوره (چرا) نامیده اند یعنی در این دوره اطفال درباره اشیا ، پدیده ها و موضوعات سوالاتی به عمل می آورند که باید از جانب بزرگان به ایشان جوابات قناعت بخش و معلوماتی داده تا این حس سوال کردن و کنجکاوی و تفکر آنها بیشتر رشد نماید.

خصوصیت دوره ابتدائی مکتب (7 تا 12 سالگی)

       در وطن عزیز ما اکثراً اطفال در سن 7 سالگی به مکتب شامل گردیده و بحیث متعلمین مکاتب شناخته میشوند این حادثه فعالیت های طفل و روابط او را با انسانها تغیر میدهد . ساحه فعالیت های طفل از فامیل به مکتب انتقال می یابد و به عوض والدین اشخاص دیگری بنام معلمین طرف توجه او قرار میگیرد . چون در دوره کودکستان بیشتر فعالیت های طفل صورت بازی داشت اما در دورۀ مکتب به آموختن و کار تبدیل میشود طفل پیش از شامل شدن به مکتب بیشتر تنهایی را دوست دارد و کمتر با همسالان خود دوستی پایداری بر قرار میکند آنها را در استفاده از وسایل بازی خویش شریک نمیسازد هنگامیکه به مکتب قدم میگزارد انزوا  را از دست داده و با انتخاب دوست می پردازد و بلاخره در میان همصنفان ، همسالان ، بچه های کوچه و محل ، همسایگان و اطفال خویشاوند دوستانی دارد . روابط اجتماعی طفل از مرحله انتخاب دوست به میل شرکت در گروه  و دسته ها تکامل می یابد شاگرد  مکتب زندگی گروهی دارد و میخواهد تا در فعالیت های مشترک و دسته جمعی نقش داشته باشد او قادر است که خواسته های گروه را درک کند وخود را به آن سازگار نماید . اطفال سن مکتب ابتدایی در کسب معلومات و تجربیات علاقه فراوان نشان میدهد و همیشه میخواهند معلم خوب و شایسته داشته باشند. در این مرحله نموی جسمی طفل بطور متوسط انکشاف می یابد و استخوانهای بدن او تدریجاً به سخت شدن آغاز میکند به همین منظور در این مرحله تمرینات جسمی برای اطفال حتمی و ضروری است .

       طفل در سن 7 تا 8 سالگی تقریباً حدود 3500 تا 4000 کلمه را فرا میگیرد .

در دوره ابتدایی اطفال به خواندن کتب و دیدن عکس ها مرغوب علاقه و دلچسبی بیشتر نشان داده و در هر جا ترسیم تصاویر و نقشه ها می پردازند .

اطفال در این دوره متقلد بوده وبیشتر به تقلید از والدین و معلمین می پردازند بناءً توصیه میشود تا والدنی معلمین نزد اطفال از کردار و شخصیت خوب برخوردار باشد.

خصوصیات دورۀ متوسطه مکتب (12 تا 15 سالگی)

         این دوره تقریباً به مرحله بلوغ نوجوانی مصادف بوده و با رشد و انکشاف سریعتری جسمی بطور اوسط در یکسال 6 سانتی متر در بلندی قامت از دوره های دیگر فرد تشخیص میشود دوره نوجوانی به دوره فاصله بین کودکی و جوانی اطلاق میگیرد.

        در این دوره علاقه مندیها و اندیشه های متفاوتی با دوران کودکی ایجاد میشود و در احساس نوجوانیکه نسبت به خود و اطرفیان خو یش دارند . تغیرات پدیدار میگردد. پسران و دختران در این دوره انتظار ندارند که اولیا و معلمین شان آنها را طفل تصور کنند و از هر گونه خطا و رفتاریکه باعث خوردی و کوچکی آنها گردد ناراحت میشوند . اینکه گاهی آنها را خیلی جسور ، معترض و متکی به خود مشاهده میکنیم و گاهی خجالت زده و متکی به دیگران دلیل اش این است که هنوز نمیتواند موقعیت خود را بین افراد به طور مشخص مجسم نمایند.

      ذهن دختران و پسران در این دوره آماده است که درباره مسایل عقیده یی راسخ باشند ولی محیط زنده گی در فامیل و جامعه آنها را در برابر تناقصات و انحرافات قرار میدهد  

       افراط در احساس خوش آمد ها و ناخوش آمدها از خصوصیات این دوره است احساس تندیکه زود ایجاد میشود و زود زایل میگردد آرزوهای دور و دراز بلند پروازیها ، غرور و خودخواهی ، حسادت در برابر شهرت  موفقیت دوستان و همسالان و بالاخره جسارت ها و شهامت ها از خصوصیات بارز دوره نوجوانی به شمار می آید علاوه بر آن عقاید و دلبستگی به آداب ، رسوم و مقتضیات اجتماعی از این دوره در ذهن افراد جای گزین میشود و مفهوم زندگی در جامعه در همین دوره بیشتر آشکار میگردد . در این دوره نوجونان بکارهای فنی و هنری مانند موسیقی ، ادبیات ، نقاشی کارهای دستی و ورزش علاقه زیاد نشان داده و از تمرین زیاد خسته نمیشود. بخود اهمیت میدهد و درباره فعالیت های خود از معلمین انتظار تشویق ترغیب و همکاری بیشتر را دارند . مسلماً تشویق ، ترغیب و تمجید معلم در علاقه مندی شاگردان برای اجرای فعالیت های تربیتی تاثیرات مطلوبی از خود بجا میگذارد زندگی اجتماعی و علاقه مندیهای او آگاهی داشته باشد.

خصوصیات دوره سن ثانوی مکتب (16 تا 18 سالگی )

       در سنین بین 16 تا 18 یا 19 سالگی اکثراَ شاگردان در دوره ثانوی مکتب مشغول تعلیم بوده و معمولاً این دوره را دوره جوانی نامیده اند در این دوره جوانان نه تنها از نظر بلندی قامت رشد میکنند بلکه در دیگر اعضای بدن آنها نیز رشد و نمونه ملاحظه میرسد دوران خون در این دوره معتدل بوده و ا زتوانائی و طاقت بیشتری برخوردار شده ب همین منظور بی مورد نخواهد بود اگر این دوره را دوره زیبایی و قشنگی فرد بنامیم . فعالیت اساس این دوره آموختن ، مطالعه و کار است اما خصوصیات کار با کارهای تولیدی بیشتر رابطه میگیرد.

      در این دوره روابط جوانان در جامعه تغییر نموده و از تجارب فراهم شده نه تنها مانند بزرگسالان در اجرای فعالیت های مهم حصه میگیرند بلکه در تنظیم راهنمایی و رهبری این فعالیت ها نیز شرکت می نماید .

     در این دوره موقعیت جوانان در فامیل تغیر نموده و والدین باید در موضوعات و مسایل مهم فامیلی از آنها مشورت و مصلحت بگیرند همچنان جوانان در این دوره در مورد برخی از مسایل بر اعمال غیر مطلوب بزرگان با روحیه انتقادی اظهار نظر میکنند که باید به نظریات آنها احترام قایل شد. پیاژه دوره جوانی را دوره تیوریها نامیده است . یعنی در این دوره جوانان نه تنها به درک تیوریها  پی  میبرند بلکه تیوریهای جدید را خلق میکند اساس تربیه در خود از همین دوره آغاز میگردد و جوانان در همین دوره به تشکل جهان بینی میپردازند محبت دوستی و صمیمیت از خصوصیات بارز این دوره به شمار میرود به همین منظور معلم مکلفیت دارد تا درباره احساسات بلندی انسانی مانند . شهامت ، فداکاری ، تحمل ، صبر ، آزادی خواهی و غیره به جوانان معلومات داده و آنها را به اجرای وظایف اجتماعی شان متوجه  سازند .

 

شناخت شاگردان دیر آموز

 

        شاگردان دیر آموز کسانی اند که فقط نشانه های محدودی از ذکاوت عالی را در دوران طفلی از خود نشان میدهد مگر در سال های بعدی جهتی در ذکاوت اوشان به مشاهده نمیرسد.

       شاگردان دیر آموز را نمیتوان از روی شکل ظاهری یا با مشاهده سطحی سلوک شان تشخیص کرد . تشخیص شاگردان دیر آموز از شاگردان ممتاز مشکل تر است .

       زیرا شاگردان ممتاز توجه معلم را به انجام مسایل خاص به خود جلب می نماید . در حالیکه شاگردان دیر آموز احتمال دارد با مشاهده کارهای که توقع میرود انجام دهد ولی به انجام آن مبادرت نمی ورزد شناسایی میشود.

 در شاگردان دیر آموز این خصوصیات دیده میشود:

1- کم توجهی

 2- محدودیت قدرت تخنیکی  و تفکر خلاق

3- واکنش بطی .

4- بی علاقگی

5- بی اعتمادی به خود و وابستگی به دیگران .

6- عقب افتادگی علمی مخصوصاً در خواندن .

8- بی ثباتی ، کم رویی ، حافظه ضعیف و بازی گوشی بیش از حد .

9- ناتوانی در ارزیابی نتایج و پیش بینی ها .

 

طریقۀ شناسائی :

       سه عامل در مرحله اول در چگونگی شناخت دیر آموزان اهمیت خاص دارد .

جریان شناسائی باید به موقع آن اجرا شود

استفاده از یک طریقه در شناخت آنها کافی نیست .

پروسه شناسائی در مدت طولانی ادامه می یابد .

برای شناخت شاگردان دیر آموز باید اطلاعات ذیل جمع آوری گردد.

اطلاعات جسمانی .

اطلاعات عاطفی و انکشاف ذهنی  .

اطلاعات در خصوص توانایی ها .

اطلاعات در خصوص علایق شاگردان .

اطلاعات درخصوص سوابق فامیلی و اجتماعی.

اطلاعات در مورد سوابق تحصیلی.

نحورفتارباشاگردان دیرآموز:

        رفتار مناسب آنها از طرف والدین ، معلمین و اطرافیانشان مورد تشویق قرار گیرد.

       آنها را در مقابل برخی از مشکلات و مسایل قرار دهید و بگذارید تا خود آنها را حل کنند.

       به کاری های آنها بویژه تا پایان رساندن آنها را نظارت کنید .

       از وی بخواهید امور مختلف را در زمان مناسب انجام دهد برای انجام هر کارش زمان مشخص کنید .

کارهای مطلوب وی را تشویق و تقویت کنید .

در امور مختلف با وی مشورت و مشارکت داشته باشید.