ارزیابی آموزشی2
فصل سوم
اهداف آموزشی
طوریکه میدانیم تمام امورات زندگی را که ما وشما انجام میدهیم در آن اهداف موجود میباشد ، ولی در آنصورت این فعالیت ها واجراات ما خوب وموثر واقع شده میتواند که اهداف آن مشخص ، دقیق ، مکمل وخوب واضح ومعین باشد . برای اینکه اهداف در تعلیم وتربیه ضرورت اولیه را تشکیل میدهد ف بهتر اینست که اولتر از همه استادان باید درباره مشخص کردن اهداف معلومات پیدا کنند واین را بدانند که چطور آن را در پلان درسی خود جا دهند تا مانند معلمان هدفمند وظایف خود راانجام دهند . در اینجا لازم دیده میشود که راجع به تعریف هدف واقسام اهداف تعلیمی ذکر بعمل آید تا با استفاده از آن وطایف تدریس خود رابه وجه احسن انجام داده باشیم :
تعریف هدف :هدف درلغت مقصد ومرام را گویند ودراصطلاح نتیجهً پیشبینی شدهً یک کار راهدف گویند . یا نتیجهً پیش بینی شدهً مطلوب که جهت حصول آن یک فعالیت صورت گیرد هدف است . در امور اجتماعی اهداف مختلف وجود دارد که از آن جمله تعلیم وتربیه هم دارای اهداف ومقاصد است .
تعیین اهداف آموزشی چه فوایدی دارد؟
- تعیین محتوای آموزشی
- انتخاب روش تدریس
- انتخاب مواد ووسایل درسی
- چگونگی اجرای ارزیابی آموزشی
- تعیین فعالیت های معلم و شاگرد
انواع اهداف آموزشی
- دو نوع هدف وجود دارد: اهداف کلی Goals و اهداف جزئی (دقیق) objectives
- اهداف کلی آموزشی: بیاناتی کلی و عمومی هستند که شاگردان درباری آن چه را بیاموزند.
- اهداف جزئی: بیاناتی هستند که یادگیری شاگردان را بر حسب تغییرات حاصل در رفتار یا عملکرد آنان نشان دهد.
- به اهداف جزئی، اهداف رفتاری نیز گویند.
- اهداف جزئی آموزشی، باید مشخص و قابل سنجش باشد.
بیان اهداف رفتاری
- در اهداف رفتاری، فعل جمله باید بر حسب رفتارها و اعمال بیان شود. مثلا افعالی چون: نام بردن، توضیح دادن
- فعل هایی مانند درک کردن، فهمیدن، و دانستن؛ گنگ و مبهم هستند و نباید در اهداف رفتاری از آنها استفاده شود.
- اهداف رفتاری بر اساس عملکرد شاگردان تعریف میشود.
سئوال: کدام یک از هدفهای آموزشی زیر، یک هدف رفتاری نیست؟
الف: شاگرد خواهد توانست قانون جاذبه زمین را توضیح دهد.
ب: شاگرد تعریف مثلث متساوی الاضلاع را خوب یاد بگیرد.
ج: شاگرد با استفاده از وسایل لابراتوار، میتواند یک ماشین ساده بسازد.
د: شاگرد میتواند، 50 متر طول یک حوض آب بازی را شنا کند.
نتایج متوقعه آموزشی
- جدیداً به جای ”اهداف آموزشی“ از اصطلاح ”نتایج متوقعه ی آموزشی“ Instructional outcomes، بیشتر استفاده میشود. زیرا میخواهند بر نتیجه پروسه ی آموزش تأکید بیشتری کنند.
- آنها به درستی میگویند که پروسه ی تدریس و آموزش باید نتیجه محور باشد.
- در حالت عمومی، تمامی فعالیتهای انسانی باید نتیجه محور باشد. زیرا صرفاً انجام یک فعالیت حایز اهمیت نیست.
رهنمای تهیه اهداف آموزشی
- اهداف آموزشی باید واضح و مشخص باشد.
- هدف آموزشی، باید رفتاری باشد.
- تنها یک رفتار در هر هدف آموزشی آمده باشد.
- هدف آموزشی باید واقع بینانه و متناسب با سویه شاگرد باشد.
- هدف آموزشی باید زمان مند باشد.
- هدف آموزشی باید شرایط لازم عملکرد را بیان کند.
- هدف آموزشی باید معیارها و استانداردهای عملکرد را بیان کند.
شرایط
مشخص كننده ی موقعیت ها، محدودیت ها، ملزومات، مواد ، ابزار و تجهیزاتی است كه تحت تاثیر آنها رفتار صورت می گیرد. مانند:
- شاگرد در لابراتواربتواند....
- شاگرد در میدان فوتبال بتواند.....
- شاگرد بدون استفاده از كتاب بتواند ....
- شاگرد با استفاده از میکروسکوپ بتواند ...
- شاگرد با توجه به نقشه بتواند....
ملاك یا معیار
ملاك، استانداردها و معیارهای وقوع یادگیری در شاگرد را معین و مشخص می سازد و تشریح كننده ی میزان كار مورد نیاز و قابل قبول فعالیتی است كه باید آموخته شود. مانند:
- شاگرد در صنف بتواند حداقل چهار مورد از موارد توصیه های پیشگیری از سوء تغذیه را...
- شاگرد بدون استفاده از كتاب بتواند 6 مورد از سنت های نماز ...
- شاگرد با استفاده از فشار سنج در مدت 5 دقیقه بتواند فشار خون حداقل 7 نفر را به طور صحیح اندازه گیری كند.
- شاگردان به 85 درصد پرسش از تمرین های درس پاسخ بدهد.
عملكرد
عملكرد بیان كننده رفتار قابل مشاهده ای است كه فراگیر باید از خود نشان دهد و كاری كه درنهایت توسط او باید انجام شود را مشخص می كند مانند:
- شاگرد در صنف بتواند حداقل چهار مورد از موارد توصیه های پیشگیری از سوء تغذیه را توضیح دهد.
- شاگرد بدون استفاده از كتاب بتواند 6 فرق عمده نماز زن و مرد را نام ببرد.
- با استفاده از فشار سنج در مدت 5 دقیقه بتواند فشار خون 7 نفر را اندازه گیری نماید.
- شاگرد به 85 درصد پرسش های درس پاسخ دهد.
طبقه بندی بلوم
بلوم و همکارانش در سال 1956، معروفترین طبقه بندی را ارایه کرده اند.
در طبقه بندی بلوم، اهداف آموزشی را به سه طبقه کلی تقسیم کرده است.
· اهداف حوزه ی شناختی
· اهداف حوزه ی عاطفی
· اهداف حوزه ی روانی- حرکتی
اهداف حوزه شناختی
هدفهای حوزه شناختی در ارتباط با فعالیتهای ذهنی و فکری آدمی هستند.
اکثر فعالیتهای تعلیمی در مکاتب و سایر مؤسسات تعلیمی، به این حوزه مربوط هستند و به همین دلیل این حوزه مهمترین حوزه ی یادگیری است.
اهداف حوزه شناختی عموماً با آزمونهای کتبی سنجش میشود.
دانش
شامل حفظ کردن مخصوصاً به یاد آوردن یا تشخیص معلومات قبلی.
چند مثال:
· تعریف اصطلاحات فنی با ذکر مشخصات و خواص آن
· دانش مقیاس و علایم قرار دادی نقشه ها.
· یاد آوری نظریه های عمده در باره فرهنگ های معیین.
· دانستن رویداد های تاریخی یک کشور از 50 سال پیش تا کنون.
فهمیدن
توانایی درک منظور یا مقصود یک مطلب. مانند: ترجمه، تفسیر، خلاصه کردن، و کشف شباهتها و تفاوتها
مثال
توانایی بیان هر مسله خاص ، که به عبارات فنی یا انتزاعی همراه است ، به بیانی آسانتر و قابل فهم تر.
توانایی تبدیل علایم رمزی به علامتهای کلامی (گفتاری – نوشتاری) مانند نقشه خوانی ، خواندن جدولهای ، فرمولهای ریاضی و غیره.
توانایی فهمیدن معنی لغات خاصی که در شعر به کار می رود ، با قیاس از متن کلی.
کاربرد
توانایی استفاده از امور انتزاعی، قواعد و قوانین، اصول، اندیشه ها، و روشها در موقعیتهای عینی و عملی
توانایی کابرد قوانین اصطلاحات و مفاهیم علمی مربوط به مقالات در نوشتن پایان نامه تحصیلی.
به کاربرد اصول روان شناسی در مشخص کردن خصوصیات یک موقعیت جدید اجتماعی .
توانایی کاربرد قوانین مثلثات در موقعیتهای عملی.
تحلیل
توانایی شکستن یک مطلب یا موضوع به اجزا یا عناصر تشکیل دهنده ی آن.
بیشتر به معنی و منظور مطلب تکیه میشود.
- نخست کل را به اجزا کوچک تقیسم میشود.
- رابطه هر جز را با کل جهت پیوند آن جستجو میشود.
- شناخت از آرایش موضوعات را بدست میاورد.
مثال:
مشکلات عمده معارف افغانستان را تحلیل نماید.
ترکیب
کنار هم قرار دادن عناصر و اجزا جهت ایجاد یک ساختار جدید یا مطلب جدید. همان خلاقیت و آفرینندگی است.
مثال
- توانایی آفرینندگی در نوشتن داستان، مقاله یا شعر برای لذت شخصی یا جهت ارایه به دیگران .
- توانایی بیان تجربه های شخصی به شیوه ای کار آمد.
- توا نایی طراحی یک ساختمان طبق مشخصات مورد نظر.
ارزیابی
توانایی قضاوت و داوری کمی و یا کیفی درباره ی امور با توجه به ملاکهای معین
مثال
- نقد و بررسی از یک حادثه تاریخی
- ترجیح دادن یک صنعت ادبی بر صنعت دیگر
- قضاوت در باره فعالیت های آموزشی یک معلم.
مثالها برای هر طبقه ی حوزه ی شناختی
- دانش: شاگرد بتواند سه طبقه اهداف آموزشی را بر اساس نظر بلوم نام ببرد.
- فهمیدن: شاگرد بتواند دلایل پیروزی طالبان بر مجاهدین را توضیح دهد.
- کاربرد: شاگرد بتواند مساحت حویلی پوهنتون را محاسبه نماید.
- تحلیل: شاگرد بتواند اجزای مختلف یک گزارش تحقیقی را مشخص کند.
- ترکیب: شاگرد بتواند برای تدریس یک موضوع، یک طرح آموزشی ابتکاری ارایه کند.
- ارزیابی: شاگرد بتواند یک داستان را نقد و بررسی کند.
کارگروپی
برای تمام مراحل حیطه شناختی ٰ یک یک هدف مطابق مضمون که به آن علاقه دارید بنویسد.
افعال مناسب برای سطح «دانش» حوزه ی شناختی
· فهرست کردن
· تعریف کردن
· توصیف کردن
· نقل قول کردن
· جمع آوری کردن
· مشخص کردن
· چه کسی؟
· چه وقت؟
· کجا؟
افعال مناسب برای سطح «فهمیدن» حوزه ی شناختی
· توضیح دادن
· خلاصه کردن
· ترجمه کردن
· بحث کردن
· مقایسه کردن
· بیان مجدد کردن
· تشخیص دادن
افعال مناسب برای سطح «کاربرد» حوزه ی شناختی
- بکار بستن
- تطبیق کردن
- محاسبه کردن
- مسأله را حل کردن
- نشان دادن
- ارتباط دادن
- تکمیل کردن
افعال مناسب برای سطح «تحلیل» حوزه ی شناختی
- تجزیه و تحلیل کردن
- مقایسه کردن
- طبقه بندی کردن
- مرتب کردن
- تقسیم کردن
- نتیجه گیری کردن
- ارتباط دادن
افعال مناسب برای سطح «ترکیب» حوزه ی شناختی
- ترکیب کردن
- طراحی کردن
- ایجاد کردن
- مقاله نوشتن
- ابداع کردن
- تألیف کردن
- پلان کردن
افعال مناسب برای سطح «ارزیابی» حوزه ی شناختی
· ارزیابی کردن
· قضاوت کردن
· درجه بندی کردن
· آزمایش کردن
· توصیه کردن
· متقاعد ساختن
· تصمیم گرفتن
کار گروپی
در گروپهای سه نفره، اهداف آموزشی کورسی را که انتخاب کرده اید با یکدیگر بررسی کنید و نواقص آن را برطرف سازید.
منظور این است که فعالیت را که انجام داده اید با یکدیگر شریک کنید و هر یک از اهداف را بررسی کنید و سعی کنید با توجه به اصول متذکره، آنها را بهتر سازید.
ساحه عاطفی
شامل هدفهایی چون تغییرات حاصل درعلاقه ها، نگرشها وارزشها، طرزفکر ونیزرشد ارج شناسی وسازگاری انسان را نشان میدهد.
مثل، دروس مربوط به بينش دينی، اخلاقی و قسمت های عمده ای از دانش اجتماعی.
دریافت
در این سطح ، منظور این است که شاگرد نسبت به پدیده ها و یا محرکات معینی حساس باشد، بدین معنی که به دریافت یا توجه به اینگونه محرکات تمایل داشته باشد.
مثال
زمانی که یک فرد با بازی کرکت آشنایی ندارد ، علاقه ای برای تماشای این بازی از خود نشان نمیدهد ولی زمانیکه معلم معلومات ساده ای را در این مورد به شاگردان ارایه میدارد در حقیقت پایین ترین سطح رفتار در این طبقه را تدارک میکند.
مثال
آگاهی از اهمیت پیشگیری به موقع از ناسازگاری های زناشویی و مشگلات رفتاری اطفال.
به سخنان دیگران گوش میدهند.
مثال
تفاوتهای نژادی و فرهنګی در میان مردم را می پذیرد.
به وزن و قافیه شعری که بلند خوانده میشود ، گوش میدهد.
به مطالعه روزنامه علاقه دارد.
پاسخ دادن
شاگرد نسبت به طرز فکر وارزش مورد نظر از خود عکس العمل نشان می دهد. ویا توجه فعالانه به پدیده ها وانجام کارهایی دربارۀ آنها، یافعالیت حاکی ازپذیرش یک عقیده یا خط مشی.
مثال:
- تمایل به وادر کردن خویش برای مشارکت با دیگران .
- خواندن مطالبی که برایش تعیین می شود.
- تکمیل وظایف خانگی .
- تمایل به قبول مقرارت ترافیکی .
ارزش گذاری
احساس یا باورپایدار حاکی از ارزشمند بودن یک چیز، یک اندیشه، یک شخص، یا یک گروه، یا ابرازعقیده یانگرش دربارۀ ارزش یک چیز.
مثال
- یادگیرنده دربحث گروهی ازعقاید یکی ازاعضای گروپ خود که به آن باوردارد دفاع می کند.
- یادگرنده برای دفاع ازیک موضوع اجتماعی که برای آن ارزش قائل است نظرخودرا دربارۀ آن درج مطبوعات می کند .
- رشد نوع دوستی نسبت به همه ملتها.
- ارزش به همدلی به عنوان عنصر ضروری موفقیت در ازدواج.
- ارج نهادن به نقش عوامل اقتصادی در زندگی انسان.
سازماندهی یا سازمان دادن به ارزشها
دسته بندی ونظام مند ساختن ارزشها به گونه ای که بعضی ازآنها مهمتر ازبعضی دیگرجلوه کنند. یعنی یادگیرنده آنچه را که به عنوان ارزش پذيرفته است آن را سازماندهی می کند.
مثال
- یادگیرنده باورهای خودراسازماندهی نموده ویک نظام ارزشی برای خود به وجود می آورد.
- به سیاستها و رفتار های مختلف در قبال رفاه عمومی ؛ بیشتر از منافع محدود گروه ها بها می دهد.
- به اساس فعالیت های که دارد برای تنظیم استراحت ؛ پلان تهیه می کند.
شخصيت پذیرفتن
تبدیل نظام ارزشی به صورت یک سبک زندگی یا یک دیدگاه فلسفی. یعنی ارزش مورد نظر در رفتار یادگیرنده انعکاس دائمی دارد.
مثال
- یادگیرنده درموقعیت های مختلف متناسب با نظام ارزشی خودش رفتار می کند.
- یادگیرنده برای خود یک فلسفۀ پایدار زندگی برمی گزیند.
- احترام گذاشتن به ارزش و شان انسان.
- برای تنظیم زندگی شخصی و اجتماعی یک قاعده کلی رفتار که بر اساس اصول اخلاقی و سازگاربا آرمانهای دموکراسی باشد ؛ ایجاد می کند.
ساحۀ روانی – حرکتی
به مهارتهای حرکتی یاحرکات بدنی مربوط است. به سخن دیگر، هرفعالیتی که علاوه برجنبۀ روانی دارای جنبۀ جسمانی نیز داشته باشد دراین حوزه جای دارد. تفاوت عمدۀ هدفهای روانی- حرکتی باهدفهای ساحۀ شناختی دراین است که هدفهای ساحۀ شناختی صرفاً به فعالیتهای ذهنی ختم می شود، اما هدفهای ساحۀ روانی- حرکتی هم به فعالیتهای ذهنی وعاطفی وهم به فعالیتهای جسمی نیازدارند.
تقليد
تقلید پایین ترین سطح مهارتهای حرکتی است . در این سطح ؛ فرد بدون کمک و رهنمایی دیگران نمی تواند کاری که جنبه حرکتی دارد؛ درست انجام دهد.
مثال
- شاگرد با تقلید از معلم حروف را روی تخته مینویسد.
- با تقلید از استاد وضعیت خود را در حوض آب حفظ میکند.
اجرای مستقل
ميزان وابستگی یادگیرنده به مربی کم می شود.
مثال
با مواظبت استاد به عمل جراحی می پردازد.
سرعت و دقت
یادگیرنده را با راهنمايی و تکرار به جايی می رسانيم که اجرای او سرعت و دقت کافی را دارا باشد.
مثال
یادگیرنده میتواند در صرف 8 دقیقه یک پلان درسی برای یک ساعت درسی طرح نماید.
هماهنگی حرکات
یادگیرنده را قادرمی سازیم که مهارتها را هماهنگ و همزمان انجام دهد.
مثال
رانندن موتر در یک جاده چهل متره
عادی شدن
در اين مرحله اجرای مهارت برای فراگيران عادی می شود.
مثال
یادگیرنده میتواند در هر نوع از جاده ها دریوری نماید.
کارگروپی
در گروپ های چهار نفری برای ساحه عاطفی و روانی حرکتی یک یک هدف برای مضمون که انتخاب نمودید بنویسید.
وظیفه خانگی
خلاصه این فصل را در یک صفحه بنویسید . این کار شما 2 نمره دارد.